فهرست

اخبار شهرستان ها

همزمان با شروع دور تازه‌ای از جنایات بی‌رحمانه رژیم اشغالگر صهیونیستی؛

عصر شعر سراسری «اسم شب، صبح است» در آذربایجان شرقی برگزار شد

همزمان با شروع دور تازه‌ای از جنایات بی‌رحمانه رژیم اشغالگر صهیونیستی عصر شعر سراسری «اسم شب، صبح است» با هدف همبستگی کتابخانه‌های عمومی کشور با مردم غزه همزمان با سراسر کشور در آذربایجان شرقی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی آذربایجان شرقی، همزمان با شروع دور تازه‌ای از جنایات بی‌رحمانه رژیم اشغالگر صهیونیستی و با هدف همبستگی کتابخانه‌های عمومی کشور با مردم غزه، عصر شعر سراسری «اسم شب، صبح است» به نشانه حمایت از فلسطین، به عنوان مسئله اول جهان اسلام، سه شنبه ۲ آبان ۱۴۰۲ در آذربایجان شرقی همزمان با سراسر کشور با حضور اهالی اندیشه و قلم برگزار شد.
در این نشست که شاعران آیینی مطرح استان به شعرخوانی پرداختند، اسد بابایی مدیرکل کتابخانه های عمومی آذربایجان شرقی با تاکید بر اینکه شرایط فعلی و آنچه در غزه می‌گذرد، می‌تواند یک تلنگر جدید برای ایجاد یک حرکت جهانی باشد تا مظلومیت ۷۰ ساله ملت فلسطین به گوش جهانیان برسد، زبان هنر به ویژه شعر را ابزار مناسبی برای نمایش حقانیت مردم غزه و جنایات رژیم منحوس و جعلی صهیونستی دانست.
بابایی در بخش دیگری از سخنان خود افزود: اداره کل کتابخانه های عمومی آذربایجان شرقی با راه اندازی محافل ادبی مختلف در شهرستان های استان که زیر نظر محفل ادبی شهریار فعالیت می کنند سعی در تقویت ادبیات فاخر ایرانی اسلامی و حمایت از شاعران استانی دارد.
دکلمه خوانی درباره مظلومیت مردم به ویژه کودکان غزه، روشنگری و معرفی کتاب از دیگر برنامه های اجرا شده در این نشست بود. در زیر نمونه ای از اشعار خوانده شده در این جلسه آورده شده است:
قلب من جوری شده، انگار از جا در می آید
ای خدا! دیدی که دارد گند دنیا در می آید؟
این چه دنیایی ست که در هر مکان و هر زمانش
زیر بار ظلم، انسان دارد از پا در می آید ؟
بشکند دستی که بر روی زن و کودک بلند است
باز هم از پشت هر در ناله ی مادر می آید
بوی خون بیگناهان می دهد هر گل که در این-
خاک “درمانگاه” و “صبرا” و “شتیلا” در می آید
چند صد کودک که در یک لحظه پرپر می شوند و
ما که می بینیم و تنها گریه ی ما در می آید
کاش موسی را فقط، از نیل می دادی عبورش
قوم موسی تا ابد پشت “یهودا” در می آید
توسط امین شیخ الاسلام

فلسطین قدِ یک دنیا بزرگه
خودش نه دردشومیگم میدونی
تواینجا ماهمه درگیرِجنگیم
چه فرقی میکنه پیری جوونی

تواینجا کوچه هاتاریک وتاره
خیابونا شبیهِ فصل پاییز
بجای برگها آدم میریزه
یعنی صبرخدا کی میشه لبریز

تواینجا زنده موندن سخته حالا
توباید بعدازاین هوشیار باشی
درسته سخته اماچاره ای نیست
تموم شب باید بیدارباشی

شبا از آسمون میباره آتیش
تمومِ خونه ها ویرونه میشن
میان آتش سنگین دشمن
ما میرقصیم اونا دیوونه میشن

آره بابا دلت خونه میدونم
رفیقاتو ندیدی چند روزه
نمیدونی کی زنده و کی مرده
نمیدونی دلت داره میسوزه

نترس اصلا خدای ما بزرگه
لباساتو مرتب کن بمونه
وصیتنامه تو بنویس بابا
شاید روزی اونو دنیا بخونه
توسط محمد ممی زاده
عكس های مرتبط :
نسخه قابل چاپ